پریشانیات

پریشانیات

فارغ از هیاهوی آدمک ها و دنیایشان،فارغ از آلونک های آجری و مرکب های آهنینشان،فارغ از هر چه که هست و هر چه که نیست،هرچه که رحمت بود هر آنچه که حکمت شد،هر چه کردیم ودیده شد و دیده نشد،سرفه های خشک قلممان را مرهمی باشیم بهتر است...

آخرین حرف هايتان
خانه ي همسايه

شهید جان این شکایت نامه نیست

صحبت از اندوه و زخم خانگیست...

نه امروز چهلم یک نفر نیست،باور کن امروز ما برای چهلم یک جمع ماتم گرفته ایم.جمعی که تا ابد الدهر،زمان داغدار آنان می ماند...

سلام مرا بپذیر که اگر چه ناخوبم اما دلم می خواهد برای خوب ها بنویسم.در وصف خودم همین بس است که بدانی ناخوبم و آرزوی کرب و بلا دارم...

می دانی چیست؟وقتی میگویند هر زمان عاشورا و هر زمین کربلاست،مصداقش همین امروزهایی هستند که در تاریخ کم ندیده ایم...

شهید جان،تمام محل زیر علمت،سینه میزنن تا ببیننت...

دلمان تنگ است و بی قرار برای خوب بودن مثل خوب هایی از جنس شما...آنقدر بی قراریم که هر کجا باشید،هر جا که عطر بودنتان بپیچد،توی کوچه،توی باغ،ته یه تنور،روی گلوله ی داغ...هر جا بپیچد با کله می اییم روی صد تا حجله،چهل تا چلچراغ...

یک بار دیگر عاشورا شد و ما همه جا سینه میزنیم زیر علمت...به نام وطن،برای عاشورا...

بگو برایمان که تشنه ی خوب شدنیم...

با نوای کاروان،بار بندید همدمان،این غافله عزم کرب و بلا دارد...خوشا به حالت که نوای کاروان را شنیدی...

نوحه ی آهنگران یادش بخیر

الامان و الامان یادش بخیر

تورا قسم به همان که به اقتدایش،امر به معروف کردی و برای پاداشت همنشین خودش شدی،به ما بگو...بگو چه کردی که خوب شدی...

در زمانه ای که شهید شدن سخت است،مگر آنکه طلبیده شوی...زمانهای که دیگر بزم مین و کنسرت انفجاری نیست،بگو چه کردی که کربلا نرفته کربلایی شدی...

بگو چه کردی که لبخند آقا را توانستی بخری؟

شهادتت مبارک که بی محاباقصه بر خون ساختی.. با خدایت مرحبا، صد قافیه پرداختی...

اینجاست بزم قلم،ظهر عاشوراست ، محرم و یک علم...

همسرایی در حواشی نوحه ی الامان و الامان است اینجا...

خوب من،در خودم جامانده ام،از هجوم خاطره وا مانده ام...

یک پلاک و یک مدال و خاتمه؟بمب من حبس خشاب جمجمه...

دلمان تنگت شده شهید جان...

خودت میدانی و این دل که در حسرت آدم هایی مثل شما لرزیده است...

کربلا در کربلا خواهد شکفت،قصه ی نسل تو را اینده گفت...

جنگ دایم در توسل بودن است،یا ابالفضل این چه سان پیمودن است...

شهیدم...چه کسی درد تو را می نالد...

بمیرم برای مادرت که حسرت دیدن رخت دامادی بر تنت بر دلش ماند...

کمکان کن....کمکان کن که نگذاریم راهت بر زمین بماند و وامدار حنجره ات شویم که این آخر ها با صدای بی صدایی گفت که شهادت را دوست داری...

پریشان نویس

شهید خلیلی

نظرات  (۳۱)

سلام و عرض خسته نباشید
پاسخ:
سلام
تشکر
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۴۰ بنت الهدی ........
خدا کنه شرمنده ی خون شهید نشیم...
از سید مرتضی مینویسم که خوش گفت:

شهید ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود تکه زده ای

دستی برار و ما قبرستان نشینان این عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش


زیبا بود

ممنون
پاسخ:
:)
تشکر
گفتم کلید قفل شهادت شکسته است!

یا اندر این زمانه، در باغ بسته است؟

خندید و گفت: ساده نباش ای قفس پرست!

در بسته نیست پال و پر ما شکسته است!

سلام وبلاگ خیلی خوب و مفیدی داری 
ومنـــهـم مـن قـضـی نـحـبـه ومـنـهـم مـن یـنـتـظر،
ومـابــدلــوا تـبـدیــلا. .
شـهدا،ستارگـانـی هـسـتـنـدآسـمـانـی ؛
برای هدایـت 
مآ ره گـم کردگان زمـینـی . .

وبالنــجـــم هــــم یـهـتـدون . .
.
.
تـوفـیـق حـق، نـصـیـبـتان . .
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۰۱ ابراهیم ایلخانی
شاید هنوزم امیدی برای پرواز مان باشد.....تا وقت هست بسم الهـــ.....


اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک....
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۰۳ نرگس روزبهانی
گفتم کجا؟
گفتا به خون
گفتم چرا؟
گفتا جنون 
گفتم به کی؟
گفتا کنون
گفتم نرو!
خندیدورفت
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۰۵ نرگس روزبهانی
جاذبه ی خاک به ماندن می خواند وآن عهد باطنی به رفتن عقل به ماندن می خواند وهشق به رفتن واین هردو را خدا آفرید تا حقیقت انسان در آوارگی وحیرت میان عقل وعشق معنا شود!
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۰۶ نرگس روزبهانی
سلام 
عزیز داری خوب کار می کنی
فقط واسه قسمت کامنتات
کد امنیتی رو بردار

پاسخ:
ممنون عزیز
لحاظ شد
:ستاره
۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۲۹ دانشجوی انقلابی
علی آقا

خدا کنه شرمندت نباشیم  روز قیامت.

التماس دعا

یا علی
سلام
*شما را دعوت می کنم به حریص بودن....


http://zareh.blog.ir/post/401

شهید شدن وقتی مصداق پیدا میکنه که راه شهدا ادامه پیدا کنه
شهدا پایدار نشدند مگر اینکه راه مستقیم رو انتخاب کردند
به امیدروزی که شهید شویم ...
پایدار باشید
فدایی آقابدون ادعا .
عالی بود
۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۵۷ بنت الهدی ........
اجرکم عندالله

ای کاش که روسیاه محک عشق نشویم
پاسخ:
مخلصکم الله
:ستاره
انشالله
ممنون گلم
:)*
سلام...
خداوند متعال به حضرت موسی(ع) وحی کرد: ای موسی! من شش چیز را در شش جا قرار دادم؛ ولی مردم در جای دیگر دنبال آن می‌گردند! درحالی که هرگز آنها را در آنجا نخواهند یافت: 
1- راحتی و آسایش مطلق را در بهشت قرار دادم، ولی مردم در دنیا دنبال آن می‌گردند.
2- ع‍زَت و شرف را در عبادت قرار دادم، ولی مردم عزّت را در پست و مقام می‌جویند.
3- بی‌نیازی را در قناعت قرار دادم، ولی مردم آن را در زیادی مال و ثروت جستجو می‌کنند.
4- رسیدن به بزرگی و مقام را در فروتنی قرار دادم، ولی مردم آن را در تکبّر و خودبرتر بینی می جویند.
5- کسب علم را در گرسنگی و تلاش قرار دادم، ولی مردم با شکم سیر دنبال آن می‌گردند.
6- اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم، ولی مردم در طلسم و جادو به 
دنبال اجابت دعا می‌گردند. 

منبع:مستدرک الوسائل،ج12،ص173، باب101

در پناه خدا،،،یازهرا
خداحقشون روحلالمون کنه
مامدیونیم بهشون....
پاسخ:
مدیون ...
مدیونیم به خاطر نفسی که الان میکشیم،،.
فوق العاده بود
واقعا خوشم اومد
پاسخ:
تشکر
:)))
سلام. شهید شدن اجری است که انسان های پاک را نصیب می شود . زندگی نام اش را دیدم به خود فرو رفت و دیدمم هنوز تو راه قرار نگرفتم چه برسه  ...

احسنت

خدا مارو به خیل شهدا برسونه به حق حضرت زهرا


ممنون از اطلاع رسانیت

سرآغاز دین معرفت‏خداست، و کمال معرفتش تصدیق ذات اوست، و کمال تصدیق ذاتش، توحید و شهادت بر یگانگی او می‏باشد; و کمال توحید او اخلاص است. 
امیرالمومنین علی علیه السلام
   
دلمان تنگ است و بی قرار برای خوب بودن مثل خوب هایی از جنس شما...آنقدر بی قراریم که هر کجا باشید،هر جا که عطر بودنتان بپیچد،توی کوچه،توی باغ،ته یه تنور،روی گلوله ی داغ...هر جا بپیچد با کله می اییم روی صد تا حجله،چهل تا چلچراغ...==================================واقعا عالی بود همیشه موفق باشید ای کاش بتونیم خودمونو جمع وجور کنیم تا لااقل  خون شهدامون روپایمال نکنیمشهدا نگین سرزمین ا هستندیاحق
پاسخ:
ممنون
کاش شرمندشان نشویم...
۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۱:۰۰ سنا ♥عاشق مهدی فاطمه♥
من هر وقت در خیابان عکس های شهدا را می بینم،
می ایستم و سلام می کنم؛
اگر یکی باشد می گویم:
"السلام علیک یا ولی الله"
و اگر چند نفر باشد می گویم:
"السلام علیکم یا اولیاء الله"
-علامه حسن زاده آملی
سلام

حرفی ندارم جز اینکه ازشون بخوام کمک کنن شرمنده شون نشیم
۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۳۲ دانشجوی انقلابی
سلام دوست عزیز 

مطالب وبلاقتون خیلی عالیه

در صورت تمایل برای تبادل لینک اطلاع دهید.

یا علی
پاسخ:
سلام
ممنون
حتما
۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۴۵ تـُــرکــِــ گــَــنـدابـی
سلام
خوشحال میشم این یادداشت حقیر رو بخونید و نظرتون رو در ذیل مطلب بنویسید.
التماس دعای فرج...
سلام به 4 5 تا پست آخر وبلاگم سر بزنید در مورد حضور شهدای گمنام در دانشگامونه
التماس دعا
یا علی
۲۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۳۹ تـُــرکــِــ گــَــنـدابـی
۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۲۰ سید هادی حسینی
سلام 
بنظرم واقعی و حقیقی ترین متنی بود که در رابطه با این شهید بزرگوار خواندم با اجازه این مطلب را رو وبلاگ خودم هم قرار میدم تا افراد بیشتری با این فرهنگ آشنا بشند.
یاعلی جان ها فدای سید علی
التماس دعا
۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۸:۱۸ امیر کلاهیان
خیلی خوب بود.
حس خوبی پیدا کردم.
ممنون.
روی سخنم در این نوشتار با مردم متدین و مؤمن است. همان‌ها که فقط برای نام مبارک «علی» (علیه‌السلام) حاضرند تمام هستیِ خود را فدا کنند -که البته کاری شایسته و افتخاری بی‌نظیر است-. حضرت علی (علیه‌السلام) در یک جمله، تکلیف همه‌ی ما را در برابر فریضه‌ی «امر بمعروف و نهی از منکر» معین فرموده است. «همه‌ی کارهاى‌خوب و جهاد در راه‌خدا در مقایسه با امربه‌معروف و نهى‌ازمنکر، مثل قطره‏‌اى است در دریاى عمیق.»