پریشانیات

پریشانیات

فارغ از هیاهوی آدمک ها و دنیایشان،فارغ از آلونک های آجری و مرکب های آهنینشان،فارغ از هر چه که هست و هر چه که نیست،هرچه که رحمت بود هر آنچه که حکمت شد،هر چه کردیم ودیده شد و دیده نشد،سرفه های خشک قلممان را مرهمی باشیم بهتر است...

آخرین حرف هايتان
خانه ي همسايه

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

این شب ها که سالی سه بار تکرار میشوند،بهانه ی گریه هاشان کمی فرق میکنند...

من یکی که

تمام 

امیدم

به اشک های 

همین 

شب هاست....

دلمان هوای احیای مشهدی دارد...همان گوشه ی حرم،کنار باب الجواد...

روزی یک سال نه،روزیِ تمام عمر را می دهند آنجا....

گفتم که خواهمت؛گفتا که صبر،صبر....

دردا که دوری رضا جانم....

دردا

التماس دعا

پریشان نویس

دیر وقتیست که بی مقدمه دلم درگیر درگیریات زندگیست!

پستم نمی آید!

نمی دانم چه کردم که توفیق گذاشتن پست نصیبم شده!

میدانم که وبلاگم مذهبیست،اما

۱- من یک نفر را دارم که شده دین و مذهب و هست و نیست برایم!

۲-مگه نویسنده های وبلاگای مذهبی دل ندارن؟

خدایا خودت از حال و روز این چند وقته ی اخیرم باخبری...

یک نفر پا به پایم

روز و شب

بالای سرم نشست...

تا درد هایم آرام بگیرند...

من نتوانستم جبران کنم خوبی هایش را...

پس یواشکی از خودت میخواهم که

اولا قدرت جبرانش رادر اختیارم بگذاری!

دوما خدایا

مخاطب خاص این پست،حساس ترین منطقه در منطق ماست،بهترین ها را برایش رقم بزن.

آن روز که ماه عسل آن دو زوج خوشبخت را نشان میداد،که بعد از تصادف باز هم به پای هم ماندند،کلی خود خوری کردم که من هم از این مخاطب خاص ها می خواهم!که خیلی خاص باشد!که من را فقط برای خودم بخواهد و...

حالا که فکرش را میکنم،مخاطب خاص من،خودش یک پا سوژه است برای ماه عسل....

پریشان نویس

آقا جان،ببخشید که بی مقدمه دلم برایتان تنگ شده...

پریشان نویس