پریشانیات

پریشانیات

فارغ از هیاهوی آدمک ها و دنیایشان،فارغ از آلونک های آجری و مرکب های آهنینشان،فارغ از هر چه که هست و هر چه که نیست،هرچه که رحمت بود هر آنچه که حکمت شد،هر چه کردیم ودیده شد و دیده نشد،سرفه های خشک قلممان را مرهمی باشیم بهتر است...

آخرین حرف هايتان
خانه ي همسايه

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

دلم می خواهد بارها و بارها بیاییم و در حرمت

اذن ما شدن بگیریم بانو...

دلم تنگ است برای زمزمه های یا فاطمه(س)،وقت خواندن اذن؛

برای ما شدنمان...

من باشم و تو و هوا،هوای یار

اذن و حرم و ما شدن و عطر بهار....

پریشان نویس

امشب تمام حال و هوای دلم را،چک چک گریه کردم...

وتمام این چک چک ها

فدای یک لحظه نشستن در باب الجوادت...

پریشان نویس

برات خانه ات را برایم نفرستاده ای هنوز اما...

من به همین خواب های خوب ،راضیم.

گمانم قلبم در خواب از تپش افتاد؛آخر من توان دیدن نهایت آرزوهایم را ندارم...

دنیای من؛شاید فقط در خواب میگنجد و در چشمانم نمیگنجد که رخصت دیدنش را فقط در خواب دارم...

پریشان نویس

دلبری از تو

دل بستگی از من

عاشقی از تو

وابستگی از من

پریشان نویس